تبلیغات
تلمیح - اشعاری از قیصر امین پور درباره امام زمان(عج)
 
تلمیح
امام علی(ع): دو گرسنه هرگز سیر نشوند:جوینده ی علم و جوینده ی مال.

در این قسمت 4 شعر قیصر امین پور  درباره امام زمان (عج) که برگرفته از آثار اوست قرار داده شده است .

 

صبح بی تو

صبح بی تو رنگ بعدازظهریک آدینه دارد


بی توحتی مهربانی حالتی ازکینه دارد


بی تومی گویندتعطیل است کار عشقبازی

 
عشق اماکی خبراز شنبه وآدینه دارد


جغدبرویرانه می خواند به انکارتواما


خاک این ویرانه ها بویی ازآن گنجینه دارد


خواستم از رنجش دوری بگویم یادم امد


عشق باآزار خویشاوندی دیرینه دارد


روی آنم نیست تا در آرزو دستی برآرم

ای خوش آن دستی که رنگ آبرو از پینه دارد

در هواى عاشقان پرمى كشدبابى قرارى

آن كبوترچاهى زخمى كه او درسینه دارد

ناگهان قفل بزرگ تیرگى رامى گشاید

انكه دردستش كلید شهرپرایینه دارد

 

فصل تقسیم

چشم هاپرسش بی پاسخ حیرانی ها


دست هاتشنه ی تقسیم فراوانی ها


باگل زخم سرراه توآذین بستیم


داغ های دل ما جای چراغانی ها


حالیا!دست کریم تو برای دل ما


سرپناهی است دراین بی سر و سامانی ها


وقت آن شدکه به گل حکم شکفتن بدهی


ای سرانگشت توآغاز گل افشانی ها


فصل تقسیم گل وگندم ولبخند رسید


فصل تقسیم غزل ها وغزل خوانی ها


سایه ی امن کسای تو مرابرسر بس


تاپناهم دهد از وحشت عریانی ها


چشم تو لایحه ی روشن آغاز

 بهار
طرح لبخند تو پایان پریشانی ها



 

یادگاری ام

از نوشکفت نرگس چشم انتظاریم

گل کرد خار,خارشب بی قراری ام


تاشدهزارپاره دل از یک نگاه تو


دیدم هزارچشم درآیینه کاری ام


گرمن به شوق دیدنت ازخویش می روم


ازخویش می روم که باتو خود بیاری ام


بودو نبود من همه ازدست رفته است


باری مگر تو دست براری به یاری ام


کاری به کار غیر ندارم که عاقبت


مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام


تاساحل نگاه تو چون موج بی قرار


بارود رو به سوی تو دارم که جاری ام


باناخنم به سنگ نوشتم بیا بیا


زان پیشتر که پاک شود یادگاری ام

 

آفتاب پنهانی

طلوع می کند آن آفتاب پنهانی

ز سمت مشرق جغرافیای عرفانی

دوباره پلک دلم می پرد نشانه ی چیست؟

شنیده ام که می آید کسی به مهمانی

کسی که سبزترست از هزار بار بهار

کسی شگفت،کسی آنچنان که می دانی

کسی که نقطه ی آغاز هر چه پرواز ست

تویی که در سفر عشق خط پایانی

تویی بهانه ی آن ابرها که می گریند

بیا که صاف شود این هوای بارانی

تو از حوالی اقلیم هر کجا آباد

بیا که می رود این شهر رو به ویرانی

کنار نام تو لنگر گرفت کشتی عشق

بیا که یاد تو آرامشی ست طوفانی

 

 





نوع مطلب : ادبی، 
برچسب ها : شعر، قیصر امین پور،
دوشنبه 26 تیر 1391 :: نویسنده : امین امین


درباره وبلاگ

سلام به وبلاگ تلمیح، وبلاگ شعر و ادبیات و جملات زیبا و مذهبی و شهدا و انقلاب خوش آمدید.
امیدوارم مطالب مورد استفاده شما باشه و با نظراتتون ما رو راهنمایی کنید.
مدیر وبلاگ : امین امین
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :